على ربانى گلپايگانى
271
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
برخى از عبارات فارابى در اين مورد اكتفاء مىكنيم : 1 - الادراك يناسب الانتقاش : ادراك متناسب و از قبيل انتقاش است . 2 - الحس يأخذ من المحسوس صورة يستوصفها الذكر : حس صورتى را از محسوس مىگيرد و ذكر ( مغز و فكر ) آن را توصيف مىكند . ( اين سخن فارابى با آنچه در علم طبيعى امروز دربارهء ادراك حسى و نحوه تحقق آن گفتهاند بسيار نزديك است ) . 3 - البصر اذا حدق الشمس تمثّل فيه شبح الشمس : هرگاه چشم به جانب خورشيد بنگرد شبح خورشيد در آن متمثل مىگردد . 4 - البصر مرأة يتشبح فيها خيال المبصر مادام يحاذيه . . . « 1 » : چشم آئينهاى است كه هنگامى كه محاذى با چيزى باشد ، شبح مبصر در آن منعكس مىگردد . در كلمات بو على هم تعابير ياد شده يا نظير آنها را مىتوان به دست آورد . عبارت شيخ اشراق را قبلا نقل كرديم ، وى نيز در مورد اثرى كه از موجود خارجى در نفس پديد مىآيد و آن را ادراك مىناميم ، واژهء « مثال » را به كار گرفته است « 2 » . تحليل و تفسير كلمات قدماء : در اينكه مقصود قدماء از اين واژهها و تعابير كه به ظاهر همآهنگ با نظريه شبح است ، چيست ؟ دو نظريه ابراز شده است : يكى اينكه مقصود آنان همان تحقق ماهيت و حقيقت اشياء در ذهن است و به كار بردن واژههاى « مثال » و « شبح » و مانند آن كنايه از اين است كه ماهيت موجود در ذهن فاقد آثار ماهيت خارجى است ، همانگونه كه شبح و عكس و نقش يك موجود ، فاقد آثار آن است . از طرفداران اين نظريه محقق لاهيجى است ، چنان كه مىگويد : « حق اين
--> ( 1 ) فصوص الحكم ، انتشارات بيدار ، ص 80 - 75 . ( 2 ) شرح حكمة الاشراق ، مقاله 1 ، ضابط 2 ، ص 40 « ان الشىء الغائب عنك اذا ادركته ، فانما ادراكه بحصول مثال حقيقته . . . » .